|
اعتراض
تیتر اول سوم ِ/ 13 خداحافظ خجالت تمام کج و ماوج کویر هیزم شكن مسافرت ..... ! صد دلاری .......... ! خدا ....... ؟ دوچرخه ..... نامه خیانت روز اول عكس همین امروز گذشته چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت تابوت آجرها پیانو بینوایان توسعه سیاسی اینجا ایران است ..... . حریف صفحه ی اخر پینو كیو ... 4 5 6 7 8 9 10 ... ... بزرگترین وبلاگ عکس عشق كاغذی دلدادگان عشق سیب .... داستان و داستانک جالبترینها عشق(الناز) آهای ستاره بزرگترین وبلاگ دانلود موزیک هرچی دلت بخواد اینجا پیدا میشه تفریح گاه آذربایجان @طراحی حرفه ای بنر های تبلیغاتی رایگان@ *** همه چیز *** دوستاره شگاه فرهنگی ورزشی مرصاد کلاغ سیاهه ۩ ۞**امپراطوری كل## ۩ ۞ پسر عاشق ریشا ما هستیم ولی تو قفسیم دختر پسرااا دور زدن ممنوع!! به تو که بهترینی ازاد مرد عاشق ترسناك ترین وبلاگ دنیا عاشق انریكه بانک مقالات نجوم ایران قاب مجازی اطلاعات علمی biaaa2 هشتمین ستاره جدیدترین اس ام اس،جوک،جملات عاشقانه سایت اختصاصی شجاعی و نکونام جدیدترین اس ام اس های روز.وبلاگ قشنگیه ترنم استقلال جلو چشاته افراد بی ظرفیت ورود ممنوع "بیداری از خواب دوگماتیسم زیباترین مدلهای لباس-آرایش زیبایی به روز ترین مرجع دانلود فارسی زبانان عكسهای باحاااااااااااااااااااال و دیدنی ![]() بازدیدهای دیروز: كل بازدیدها: تعداد نظرات: تعداد مطالب : افراد آنلاین : ....
|
![]() دوچرخه زن جلوی مغازه دوچرخه فروشی ایستاده بود و زیر لب زمزمه می کرد : خدایا چقدر دلم می خواست منم می تونستم مثل این پدر و مادرا که دارن برای بچه هاشون دوچرخه می خرن برای پسر ده ساله ام دوچرخه بخرم اما افسوس .... دراین لحظه مرد فروشنده که سرش خلوت شده بود با دیدن زن از مغازه اش بیرون آمد و گفت : ببخشید خانم اگر می خواین دوچرخه بخرین بفرمایید داخل مغازه و مدلهای دیگه مونو ببینین . زن نگاهی به فروشنده کرد و گفت : نه آقا نمی خوام دوچرخه بخرم فقط داشتم تماشا می کردم . زن با گفتن این حرف به طرف خیابان رفت و به اولین تاکسی که جلوی پایش ایستاد گفت : مستقیم آسایشگاه معلولین ! ![]() منبع :
http://www.galgir.mihanblog.com ![]() سلام . حتما داستان خیانت رو تو مطلب قبلی خوندید . راستش تعدادی از دوستان
به شكلی خیلی خوب و قشنگ داستان رو نقد كردن و همین باعث شد من اشتباحات رو برطرف
كنم ( به نظر خودم ) . امروز ورژن جدیدش رو البته با اسمی جدید ( اینم جزء همون نقد ها بود )
براتون گذاشتم . اولش زیاد تغییر نكرده بلكه بیشتر رو قسمت پایانی داستان و فینال كار
كردم ، البته باید وایسم تا شما دوستان اون رو بخونید و نظرتون رو بگید تا ببینم
چه كار كردم .خیلی خوشحال می شم كه داستان رو بخونید و نقد كنید . ![]() نامه ببخش عزیزم كه باید تنهات بزارم ، باور كن اگر دست خودم بود
هیچ وقت این كار رو نمی كردم . گلم من برای پیشرفت تو حاظرم كل زندگیم رو هم بدم اینكه
چیزی نیست . تازه اتفاقی كه نمی افته نهایتش هر شش ماه یكبار من میام پیشت یا
اینكه تو میای اینجا و هم دیگه رو میبینیم . عشق من و تو بیشتر از ایناست كه بخواد
با فاصله ی چند صد كیلومتری از بین بره . ............................. ببین سپیده من از خیانت بدم میاد یعنی اینكه میترسم .
نمیتونم این كار رو بكنم . حاظر نیستم به سمیرا كه ازم دوره خیانت كنم . میل خودته من فقط خواستم كه امشب یكم خوش بگذرونیم .
سمیرا ، عزیزم سلام . راستش می خواسم اعترافی بكنم . نمی
دونی الان كه می خوام كه این نامه رو بنویسم چقدر ازت خجالت می كشم ولی مجبورم چون
وجدانم ناراحته . راستش چند وقت پیش یعنی هفته ی پیش من بهت خیانت كردم . توی این
یك هفته خیلی با خودم فكر كردم و به این نتیجه رسیدم كه من بدرد تو نمی خورم چون
تو خیلی خیلی خوبی و من ...... . الان هم ازت می خوام كه من و فراموش كنی و تمام
نامه ها و عكسهایی كه پیش تو دارم رو پاره كنی تا یه موقع اونا رو نبینی و ناراحت
نشی . بازم با تمام وجودم ازت معذرت می خوام و می خوام كه من و ببخشی .
* مهدی عزیزم در میزنن میشه بری و در و باز كنی اخه
هنوز لباسمو نپوشیدم . * اینجا منزل خانم كماملی هستش . * بله . امرتون . * یه نامه سفراشی دارن میشه بگید بیان بگیرن .باید
اینجا رو هم امضا كنن . * میشه بدید به من ، ایشون دستشون بنده نمیتونن بیان
جلوی در . من میدم بهشون . * شما چه نصبتی با ایشون دارید . ![]() |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |