تبلیغات
وبلاگ بچه های داستان نویس ساوه - چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت

f3x1oub0in2xvxo3jgqr.png
rj0b0zjymv5ej1wgn7f0.jpg
اعتراض
تیتر اول
سوم ِ/ 13
خداحافظ
خجالت
تمام
کج و ماوج
کویر
هیزم شكن
مسافرت ..... !
صد دلاری .......... !
خدا ....... ؟
دوچرخه .....
نامه
خیانت
روز اول
عكس
همین امروز
گذشته
چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت
تابوت
آجرها
پیانو
بینوایان
توسعه سیاسی
اینجا ایران است ..... .
حریف
صفحه ی اخر
پینو كیو
zqi8hdpy5bcptjj00nl8.jpg
http://www.img98.com/images/r9to8wjjd2lg2txn54jc.jpg
... بهترین وبلاگ ایرونی نیستم ولی بازم بدردت می خورم
1cmtynkg3rxz93gkjc4.jpg
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
تعداد نظرات:
تعداد مطالب :
افراد آنلاین :
....
| چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت

دوستان داستانی گلم از این به بعد می تونید با ادرس www.dastaniha.vov.ir به ما سر بزنید

http://loveghomayshi.persiangig.com/cooltext432093230.png

سلام . امیدوارم كه خوب و سلامت باشید . امروز یه داستان خیلی جالب دارم كه ادم با خوندنش نمیدونه به ادمهایی كه توی داستان هستن بخنده یا براشون دل بسزونه .

اما قبل از اینكه داستان امروز رو بخونیم این رو بگم كه طرح این داستان رو من تو یه وبلاگ دیگه ( كه اسم اون وبلاگ یادم نمونده )  دیدم و از اون خوشم اومد و تصمیم گرفتم كه با كمی دست كاری اون رو بنویسم و توی وب قرار بدم تا شما هم بخونیدش . 

http://gigadl.net/uploads/posts/2009-05/1242710709_igkvo2.jpg

چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت

دیگه داشتم پیر میشدم . همه بهم می گفتن كی می خوای زن بگیری ، داره 30 سالت میشه ، بابا دست به كار شو . ولی من كه دردم بی پولی بود جرات ازدواج كردن رو نداشتم مونده بودم معطل كه چیكار كنم ،  آخر سر به توصیه یكی از دوستام رفتم بالای شهر. البته با یه تیپ خوب و موهای روغن زده .

زیاد معطل نشدم سوژه موردنظر رو پیدا كردم دختری بودخوش لباس و ظاهری آراسته رفتم جلو و با متانت خاصی سلام كردم و گفتم عذر میخوام من تازه از خارج آمدم و خیابونها رو بلد نیستم میتونم ازشما كمك بگیرم . اونم از خدا خواسته با لبخند رضایت خودشو تایید كرد و به همین سادگی دوستی ما آغاز شد و كار به عشق و علاقه های رمانتیك كشیده شد .

اون از دارایی های پدرش تعریف می كرد و من از ثروت بیشماری كه در خارج داشتیم می گفتم . بعداز یك ماه بهش گفتم من میخوام از تو خواستگاری كنم . دل تو دلش نبود من كه فكر می كردم بدجوری عاشقم شده و اگه حقیقت رو بهش بگم جا نمیزنه بهش گفتم : من یه رازی دارم كه باید بهت بگم اونم گفت بگو ولی من هم میخوام یه چیزی بهت بگم . گفتم چیه اول تو بگو در كمال ناباوری گفت من دختری هستم از طبقه پایین جامعه و بهمین خاطر تصمیم گرفتم خودمو دختری پول دار جا بزنم تا شاید بتونم پسری پولدار پیدا كنم !!! من كه بد جوری رو دست خورده بودم مونده بودم گریه كنم یا بخندم!!! تو اون لحظه تصمیم گرفتم منم رازم و بگم .  اما وقتی اون راز منو شنید زد زیر خنده . وقتی ازش پرسیدم كه چرا داری میخندی جواب داد : مثل ما دوتا مثل ، مثل  چاه مكن بهر كسی اول خودت بازم خودت هستش .

 

دوستان گلم  ببخشید نتونستم عكس قشنگ پیدا كنم ، راستی نظر یادتون نره .




لینك مطلب ای فلانی دو سه خطی بنویس []
ن
ویسنده:علی میرویسی ساعت:11:40 تاریخ:چهارشنبه 25 شهریور 1388
دوستان داستانی گلم برای خوندن بقیه داستان ها به آرشیو مطالب رجوع كنید

...

6plhhsujwdr4yl8b4tqv.jpg
http://www.img98.com/images/m9furqndadsege6qyyg.jpg

http://www.img98.com/images/sh9likd36nvyprtts2l6.jpg

http://www.img98.com/images/kyib02pshlr8e41z1tgv.jpg

http://www.img98.com/images/jhw8zkhzs77psrc6zupf.jpg
http://www.img98.com/images/27khdy7dwl2bpg342k2.jpg
sc84zcz728l24xsx90vv.jpg
c1q4qej7vtncrxucqt.jpg

اضافهحذف
eui7cqz2dc44l6s8ngw.jpg
نظرتون در مورد قالب جدید چیه ؟







4kfic5105b1vgjm9qmr8.jpg

....... dastaniha.Myblog.ir

fz7kmj65pzqfullj19th.png "> .